...و اينك كيهان
شخصيت عجيبي دارد اين برادر حسين شريعتمداري!!
تحليل محتواي برخورد و ايجاد مانع در مسير تحول خواهي در سالهاي اخير در ايران كه به نام جنبش اصلاحات از آن ياد ميشود نكته درخور توجهي در خود مستتر دارد كه نگاهي، هرچند گذرا به آن خالي از لطف نيست.
كمتر رفتاري در تقابل با جنبش مردمي اصلاحات، ميتوان يافت كه ردپاي از آن در سرمقاله روزنامه كيهان، ارگان اصولگرايان، به رشته تحرير در نيامده باشد.
نگاهي اجمالي به دستگيري و بازداشت روزنامهنگاران، توقيف مطبوعات منتقد،برخورد قهرآميز با دانشجويان،ايراد اتهام براندازي به احزاب كه نهايتا منجر به ناكام ماندن جريان اصلاحطلبي در محقق كردن برخي مطالبات مبتني بر اصول مردمسالاري شد ،همگي گواه اين مدعا است كه چندي قبل از بروز برخي از اين اتفاقات ،در سرمفاله كيهان از آنها ياد شده و يا به نحوي در اين روزنامه اعلام شدهاند. از اينرو شكي نزديك به يقين در خصوص ارتباط احتمالي بين سرمقاله كيهان و برخوردها به ذهن خطور ميكند.در غير اين صورت بايد پذيرفت جناب برادر حسين از قدرت پيشگويي بالايي برخوردار است.
تبعات و چالشهاي منتج از اظهار نظرهاي ايشان حتي به خارج از مرزها نيز رسيده و جنبه ملي-منطقهاي به خود گرفته است.
چندي پيش ياداشت وي در خصوص مالكيت ايران بر كشور بحرين،منجر به ايجاد مناقشهاي لفظي از سوي سران اين كشور و حتي كشورهاي عربي شد تا جايي كه علاوه بر موضعگيري سخنگوي وزارت امور خارجه در خصوص احترام ايران به استقلال بحرين، وزير امور خارجه نيز راهي كشور بحرين شد تا ضمن رساندن پيام دوستي و موضع رسمي ايران از ايجاد بحراني جدي در مقطع زماني حساس جلوگيري شود
آنچه در رويداد اخيرتوجه هر تحليلگر هوشياري را به خود جلب كرد اين بود كه در اين اتفاق هيچ توصيه نامهاي از سوي شورايي صادر نشد، روزنامهاي توقيف نگرديد و روزنامهنگار و نويسندهاي به بند گرفتار نيامد.
مرثيهاي براي جريان آزاد اطلاعات
هم ميهن توقيف شد. رسانهاي حرفهاي كه سهم عمدهاي در نگاه به رسانههاي داخلي براي كسب اخبار داشت. روزنامهاي مستقل و البته متعلق به بخش خصوصي كه پس از چند سال رفع توقيف و با نگاهي انتقادي آغاز به انتشار كرده بود بار ديگر و با استناد به همان حكم كه مورد اختلاف قاضي پرونده و دادستان واقع شده توقيف شد.
درباره چرايي و چگونگي توقيف اين رسانه سخنان و نظرات بسياري رفته است از اينرو از زاويه ديگر به توقيف هم ميهن بنگريم
توقيف يك رسانه كه به مثابه كانال انتقال اخبار است توهين به مخاطب قلمداد ميشود جمع مخاطب ،افكار عمومي است. و توقيف يعني اينكه مخاطب شعور و دانش كافي در مواجهه با خبر را ندارد.و تحت لواي خبر تغيير عقيده ميدهد. حال آنكه تحقيقات نشان ميدهد افزايش سطح سواد عمومي، تعدد رسانهها و... مخاطب را فعال كرده تا جايي كه بر اساس نظريه استفاده و رضايتمندي، مخاطب در برابر اخبار انفعالي عمل نكرده و دست به تجزيه و تحليل آن ميزند. »راجرز»نيز در نظريه نشر نوآوريها ميگويد رسانهها ديگر قادر نيستند نگرشها و عقايد مخاطبان را تغيير دهند. در بهترين حالت ميتوانند منجر به تاثير در نگرش و عقايد مخاطب شوند. بنابراين توهم توطئه از سوي رسانهها در حال حاضر خيالي بيش نيست.
يكم: كارشناسان و تحليلگران حوزه ارتباطات، توقيف را شديدترين شكل سانسور ميدانند.حربهاي كه عليرغم تكفير از سوي مجامع رسانهاي و اصول مردمسالاري متاسفانه كماكان به عنوان ابزار تنبيهي در كشور ما به كار گرفته ميشود.درحالي كه عمر رسانههاي بزرگ در كشورهاي ديگر به قرنها ميرسد. بقاي رسانههاي منتقد در ايران كوتاه است و با يك اشتباه ممكن است به بند توقيف گرفتار آيند در اين بين سوالي به ذهن خطور ميكند! مگر رسانههاي كه سالهاست منتشرميشوند،مرتكب اشتباه نشدهاند.
از سوي ديگر كساني كه به تحولات دنياي رسانه حساساند و تبعات توقيف يك رسانه موفق را تا حدودي ميدانند. بي شك از پس اين اقدام، آزرده خاطر شدهاند.
دوم:شبكه خبري press t.v كه قرار است به زبان انگليسي ،در سطح بينالمللي و به صورت 24 ساعته، خبر پخش كند، توسط معاونت برون مرزي صدا و سيما آغاز به كار كرد.
مسئولان هدف از راهاندازي اين شبكه خبري را رقابت با ابر رسانههاي بينالمللي كه جريان گردش اطلاعات و اخبار را در اختيار دارند دانستهاند. انتظار مسئولان دولتي كه از اين اقدام خوشحال به نظر ميرسند، از شبكه خبري press t.v اين است كه جريان خبر را به سمتي پيش ببرد تا چهره دولت جمهوري اسلامي را كه توسط رسانههاي بزرگ دنيا مخدوش شده است بازسازي كند همچنين اميدوارند اين شبكه بتواند در عرصه خبر جهاني، پايگاهي درخور به دست آورد. تا از اين طريق به مقابله با خبرسازي و تحريف خبرهاي مربوط به ايران و حتي كشورهاي توسعه نيافته بپردازند.چه آنكه دولت جمهوري اسلامي تحت فشار افكار عمومي جهان، براي رعايت حقوق بشر، احترام و اعتقاد به آزاديهاي مدني ،آزادي بيان و... قرار داشته و وضعيت حاضر را دليل برجسته سازي ابررسانههاي در اختيار كشورهاي استعماري ميداند. و حال قرار است اين شبكه وظيفه خطير تغيير نظر افكار عمومي را بر عهده داشته باشد و پس از بازسازي چهره دولت اقدام به القاء ايدئولوژي نظام اسلامي و اهداف دولت عدالت محور نمايد.
اما نكتهاي در اين ميان مغفول مانده است .نكتهاي كه براي نظام در جهت دستبابي و تحقق اهدافش بسيارحياتي است.
ابر رسانهها علاوه بر در اختيار داشتن امكانات و لوازم پيشرفته خبر و تسلط بر آنها ،اعتماد بخش عمدهاي از افكار عمومي جهان و رسانههاي كوچك را جلب كردهاند. و در عرصه عمومي داراي پايگاه مستحكمي هستند.
بنابراين شبكه press t.v زماني موفق خواهد بود كه به اين جايگاه دست يابد. و لازمه آن مستلزم توجه به خواست افكار عمومي در اعتقاد به جريان آزاد اطلاعات و اخبار است. و اعتقاد به جريان آزاد اطلاعات با وجود سانسور،استفاده از ابزار توقيف براي تنبيه نشريات و ... ممكن نخواهد بود
نميتوان اميد داشت نظر افكار عمومي را به پيامهاي آزاد انديشي و عدالت خواهي جلب كرد در حالي كه بر خلاف آن عمل كرد. چرا كه مخاطب فعال است و پيامي را نميپذيرد مگر اينكه از فرستنده آن و نظرات و ديدگاههاي او آگاه باشند.
نميتوان به جريان يك سويه اخبار و سلطه رسانهاي معترض بود اما در كشور ،روزنامهاي را توقيف كرد. نميتوان از زيادهخواهي كشورهاي حامي سلطه انتقاد كرد و در درون كشور آستانه پذيرش انتقاد را بالا نبرد.
از اينرو براي كسب موفقيت بايد مقتضيات حضور در عرصه بينالمللي خبررساني را پذيرفت. براي دستيابي به نظم نوين جهاني و بر هم زدن نظم يك سويه فعلي كه آرماني و خواست انسانهاي آزاديخواه جهان است بايد به صورت ريشهاي و بنيادي به آزادي بيان و انتشار اطلاعات آزاد اعتقاد داشت. و فضاي مناسب را براي توسعه رسانهها در كشور رعايت كرد و اين مهم هرگز با توقيف (حتي اگر رسانه مقصر باشد) امكان پذير نيست.
