کاش من هم بتوانم
سال ۸۶ که به نفس نفس افتاده بود اتفاقات این سال را در ذهن بازخوانی می کردم، فصل خزانش برای من تولد دوباره بود. به زمستان که رسید اما، سیاه شد. چه آنکه پیاپی برای وداع با دوستانی چند، راهی گورستان شدیم. برای مهران نغمه سرودیم و به فاصله کوتاهی غم نامه احمد را خواندیم.
از خود پرسیدم به راستی چه کردیم برای آنها که بسیار دوست داشتنی بودند، زنده که بودند قدرشان ندانستیم ،جفایی که رسم زمانه است. در فراقشان هم همان چند روز التهاب بود و قطراتی اشک که ریختیم. البته گناه ما نیست عرف روزگار بر این قرار است. مصداق شعر جواد مجابی که سروده "فراموش می کنم که مرده ای و این برای دل رنجور بهتر است"
در گیر و دار جفای روزگار بودم که به خاطرم رسید مسیح مسابقه ای بر پا کرده بود، برای زنده ماندن یاد مهران قاسمی، با عنوان "یاد قلم" و از قضا به سفارش رضا مهدوی هزاوه ،مطلبی برای شرکت در این مسابقه نوشته ام. کمی خاطرم آسوده تر شد و با خود عهد کردم در اولین فرصت به پاس ابتکار مسیح علی نژاد، که منجر به ماندگاری نام دوست روزنامه نگارمان شده و خواهد شد یادداشتی در وبلاگم بنویسم که فرصت نشد تا اینکه محبوبه آب برین جند روز پیش صبح خیلی زود تماس گرفت و گفت که اسامی برندگان مسابقه "یاد قلم" اعلام شده و علاوه بر خودش و مزدک علی نظری، نام من هم جزء برگزیده های مسابقه است.
اعتراف می کنم من که کمتر خبری برایم هیجان آور است از شنیدن این خبر هیجان زده شدم چرا هرگز فکر نمی کردم روزی این فرصت پیش آید که مسعود بهنود، نوشته ام را بخواند، چه برسد به اینکه توسط او و دیگر داوران که در زمره معروف ترین چهره های روزنامه نگاری ایران هستند به عنوان برگزیده انتخاب شود. علاوه بر آن احساس کردم سهمی هر چند کوچک در پاسداشت یاد و نام مهران قاسمی داشته ام.
در این میان اما نقش مسیح بسیار برجسته تر از دیگران است. کار او صرفا در توان یک دوست واقعی است. چرا که علاوه بر طرح ایده مسابقه و رایزنی با افراد سرشناس و مورد وثوق برای داوری، به همراه هیات تحریریه، برگزاری وقت گیر آن را نیز بر عهده گرفت. همچنین در کمال صداقت و شفافیت و برای پیشگیری از گمانه زنی های چالش برانگیز، یک ماه حقوقش از روزنامه را به عنوان جایزه تعیین کرد. چرا که از قرار دلش نمی خواست حرف و حدیثی پیرامون این یاد واره پدید آید. گرچه این اقدامش از طرف برخی دوستان، با انتقاد مواجه شد. اما باید اندیشید وقتی بسیاری از ما حتی از یک تماس تلفنی به دوستان دریغ می کنیم. اقدام مسیح در پیشکش کردن مزد یک ماه تلاشش در روزنامه برای پاسداشت یاد دوست و همکار روزنامه نگارش، در خور تحسین است.
از سوی دیگر، مسابقه "یاد قلم" و برگزاری آن در صورت استمرار می تواند زمینه گرامیداشت اهالی قلم و مطبوعات را فراهم آورده و فرصتی برای پاسداشت یاد و نام آنها باشد. بنابراین تنها ابزاری که برای تقدیر از مبتکر و برگزار کننده این مسابقه در اختیار دارم ،قول همکاری در برگزاری دوره های آتی این یادواره است.
ضمن تشکر ویژه از رضا مهدوی، دوست و استاد ارجمند، انتخاب در اولین دوره مسابقه "یاد قلم" که با تمام وجود به آن افتخار می کنم را به همسرم فرنوش حبیب نژاد تقدیم می کنم کسی که هیچ روز او، شبیه روز قبل نیست و این مهم را به من نیز آموخت.
